سه شنبه 31 تير 1393 | | 22nd July 2014
آراس اس فروشگاه عضویت تماس خانه القیادات الشیعة

سایتهای غیراخلاقی و مستهجن

آمار رسمی ما از ریشه های طلاق چیست؟ ۶۰ درصد ریشه جنسی دارد. در تهران از هر چهار ازدواج، یکی از آنها به طلاق می انجامد؛ یعنی ۲۵ درصد که ۶۰ درصد آن ریشه جنسی دارد. حال چرا این اتفاق می افتد؟ آیا حاصل عدم آموزش در این حوزه است؟

سایت گرداب که از آن به عنوان سامانه اطلاع رسانی “مرکز بررسی جرایم سازمان یافته” نام برده می شود، در روزهای آخرین سال ۱۳۸۷ در دسترس کاربران قرار گرفت.
 
سایتی که شأن نزولش برخورد با سایت های مستهجن فارسی زبان بود که به شیوه ای کاملا سازمان یافته، مدت ها مشغول فعالیت بوده و ایرانیان بسیاری را در منجلاب فساد و تباهی کشانده بودند؛ منجلابی که با آثاری بس خطرناک در جامعه، برای پاکدامنی و عفت خانواده ها تهدیدی بسیار جدی به شمار رفته و بنیان خانواده های ایرانی را نشانه گرفته بود.
پس از انهدام بیش از ۹۰ سایت مستهجن فارسی زبان با تلاش مرکز بررسی جرایم سازمان یافته، ده ها نفر نیز در این راستا دستگیر شده و مورد بازجویی قرار گرفتند که پرونده قضایی آن ها در دستگاه قضایی در حال رسیدگی است.

وجود مرکز بررسی فقط محدود به برخورد با سایت های مستهجن نبود، بلکه اقدامات این مرکز تأثیر گذار کشورمان، به حوزه های سیاسی و امنیتی، حوادث پس انتخابات، جنگ نرم، اقدامات منافقین و … نیز تسری پیدا کرد.

نقش بی بدیل این مرکز در برخورد با سایت های مستهجن، شناسایی اغشتشاگران پس از انتخابات و … کاملا محسوس بود؛ چرا که بازخوردها و اثرات آن در جامعه کاملا نمایان شد که عصبانیت گروه ها و کشورهای مخالف ایران و درماندگی آنان از این مرکز، مستندی بر این واقعیت است.

این مهم باعث شد تا خبرنگار بولتن به سراغ این مرکز رفته و با مسئول سایت گرداب مصاحبه ای مفصل انجام دهد.

مسئول سایت گرداب در این مصاحبه به طور مفصل از اقدامات و اهداف مرکز بررسی جرایم سازمان یافته سخن گفته و از دستاوردها و زوایای مختلف و پنهان مانده نبرد سایبری ایران خبر داد.

 
وی که تسلطی کامل بر حوزه جنگ نرم داشت، از ریز جزئیات اقدامات این مرکز، چرایی ایجاد، حضور، مأموریت ها، نتایج اقدامات و برنامه های آینده مرکز بررسی جرایم سازمان یافته سایبری گفت.
پس از بخش اول که چندی پیش منتشر شد، بخش دوم گفتگوی مفصل بولتن با مسئول سایت گرداب به شرح ذیل است.
گفتنی است طی روزهای آینده بخش های دیگر این مصاحبه جذاب و خواندنی منتشر خواهد شد.
بررسی های این مرکز در حوزه غیراخلاقی و مستهجن و معرفی سایت گرداب

رخداد اساسی در این حوزه “همزاد پنداری” است؛ یعنی مخاطبی که داستان را می خواند، اجازه دارد خودش را جای شخصیت داستان بگذارد و تخیل کند. حال در تخیل اتفاقات خطرناکی می افتد. در عمده داستان هایی که در سطح اینترنت منتشر شده ، مستقیم برای تخریب “پاکی رحِم” برنامه ریزی شده است؛ یعنی عمده داستان هایی که در اینجا داریم در حوزه سکس با خانواده است؛ سکس با مادر، خواهر، خاله، و … محارم.

این نکته بسیار مهم و برنامه ریزی شده است. شما در حیوانات هم چنین چیزی را مشاهده نمی کنید، ولی در اینجا توحش به تمام معناست.
اصل آنچه در غرب در حوزه جنسی داریم به عنوان فرهنگ افعال جنسی، آموزش جنسی است که پس از یک مدت که همه حوزه ها را اشباع کرد، وارد “تنوع جنسی” می شود. تنوع جنسی هم به جایی می رسد که اشباع می شود. در حال حاضر از کارهایی که در حوزه سکس انجام می دهند، به فتوحات جنسی تعبیر می کنند؛ یعنی نوعی پیروزی جنسی. فرو رفتن در همان گردابی که گفته شد. این معضل جدی است.
حال می رسیم به همان فحشای وارداتی که تلاش می شود بومی شود. اقسام سکسی که ما بیرون از کشور داریم در درون کشور هم دیده می شود؛ از جمله سکس ضربدری که سال گذشته، پلیس آگاهی ناجا سی و یک خانواده را در تهران دستگیر کرد که در پی انجام این عمل زشت در فضای واقعی بودند. البته در ابتدا تنها یکی از این خانواده ها روی اینترنت سایت راه اندازی کرد تا به تدریج عضوگیری کند تا زمانی که ناجا آنان را دستگیر کرد.
میزان تحصیلات اینها چیست؟ همه دارای تحصیلات کارشناسی به بالا. این یعنی قشر نخبه ما درگیر این ماجرا شده است. چون اینها بیشتر با اینترنت سر و کار دارند. حالا این که می گوییم مشکل جدی است، منظور این است که این افراد تحصیل کرده ما هستند که در دانشگاه ها و ادارات و … مشغول به فعالیت هستند و بالاخره هر جایی که هستند، کاری دستشان هست.
برگردیم به اینکه این آدم ها گرگ های جنسی می شوند که در خانواده برای دیگران تهدید هستند. همین ها صبح که از خانه بیرون می زنند، در جامعه هستند و این شامل حال تهران نیست و برخی از شهرهای دیگر را درگیر کرده و پوشش داده است. ما در آمار بازدیدهایی که از این شبکه ها شده است، ملاحظه کردیم که این موضوع در حال تبدیل شدن به یک اپیدمی است و شاید من الان شهرهایی را نام ببرم که خواننده دچار حیرت شود که چنین جایی به راحتی به اینترنت دسترسی داشته و به گونه ای بوده که روز عاشورا به این سایت ها دسترسی پیدا کرده اند، این در حالی است که آدم حس می کند هر چه مکان و شهری دور افتاده تر باشد، انسان احساس تقید و مذهب بیشتری باید داشته باشد ولی مراجعه آنان به سایت ها چشمگیر بوده است.

خلاصه این که با دیدن چنین چیزهایی، برخوردهایی که باید می شد، شد. یکی از این کسانی که در جریان پروژه گرداب از وی استفاده سیاسی شده، آقای سیاوش حسین خانی است. او یکی از بزرگترین گردانندگان این شبکه هاست و اعتراف هم می کند و می گوید که مفسد فی الارض است و لیکن هراز چند گاهی برخی ورشکستگان سیاسی که به حشیشی تشبث می کنند از وی به عنوان زندانی سیاسی یاد می کنند و از قول وی نامه منتشر کرده و برای آزادی این مفسد، کمپین روی شبکه های اجتماعی راه اندازی می کنند. کسی که با شنیدن اعترافات وی تمام وجودتان پر از نفرت می شود.

_وارد شدن افراد به این باتلاق و گرداب چه خطراتی دارد؟
* افرادی که به گونه ای وارد این فضا شده و به عکس ها، داستان ها و دیگر محتویات دسترسی پیدا کرده اند، لازم است به گونه ای تخلیه ذهنی شوند. حال این چگونه اتفاق می افتد؟ شخصی که درگیر داستان ها و عکس ها و فیلم ها شده است در پی انجام فیلم های دیده شده است، یعنی همان اقسام سکس توضیح داده شده، اما جامعه ما مخالفت می کند. خانواده با وی برخورد می کند. به مدرسه و دانشگاه می رود که باز هم در آنجا عامل های بازدارنده هستند. اما با همه اینها این فرد کارهایی را رقم می زند.

ناگفته نماند، در این داستان هایی که خواننده را با خود همراه می کند، در حین این که خواننده را به اوج لذت جنسی می رساند در یک پرانتزی اقدام به فحش دادن به حاکمیت دینی می کند که: اگر آخوندها نبودند راحت بودیم و … یعنی ترویج غیر مستقیم “سکولاریسم”. این فرد در جامعه سرخورده شده و عاقبت هم دچار عقده فروخفته اجتماعی می شود.
در جریان فتنه پس از انتخابات فردی دستگیر شد که اموال عمومی را تخریب کرده بود، آن هم با نهایت بغض. در بررسی ها مشخص می شود که رأی هم نداده است. پس از بررسی ها مشخص می شود که یکی از دلایل شکل گرفتن این کارها، همان عقده های فروخفته اجتماعی است که در حوزه فرهنگی و اخلاقی شکل گرفته است.

آسیب دیگر این جریان را از زاویه ای دیگر بررسی می کنم. آمار رسمی ما از ریشه های طلاق چیست؟ ۶۰ درصد ریشه جنسی دارد. در تهران از هر چهار ازدواج، یکی از آنها به طلاق می انجامد؛ یعنی ۲۵ درصد که ۶۰ درصد آن ریشه جنسی دارد. نیز بر اساس آمار طلاق های ما در یک تا پنج سال آغازین زندگی رخ می دهد که اوج شهوت جنسی نیز هست. حال چرا این اتفاق می افتد؟ آیا حاصل عدم آموزش در این حوزه است؟ خیر. چون هم اکنون پیش از ازدواج آموزش های لازم در اختیار زوجین قرار می گیرد نوشتجات بسیاری در این حوزه در اختیار خوانندگان هست. اینترنت هم که به جای خود. پس ریشه در جای دیگری است.

این اتفاق زمانی رخ می دهد که به جای فرهنگ جنسی آموزش جنسی،‌ تنوع جنسی و فتوحات جنسی می نشیند. دیگر اطفاء و ارضاء شهوت عبادت محسوب نمی شود، ‌برای دوری از گناه نیست. آدم ها از جایگاه همسر قابل احترام یک فرد تبدیل به ابزار سکس می شوند و در جایگاه مقایسه با ستاره های پورن همیشه در پیشگاه همسر خود دارای کمبودهایی هستند. چون که آن آموزش ها وارد زندگی خصوصی شده و جایگاه پیدا کرده است. از طرفی عطش شهوت هم دارند و از طرفی تنوع طلبی آنها را از هم دور می کند. نتیجه پس از ۵-۱ سال می شود جدایی.

بخشی از این آموزش های فراگرفته شده جوانان محصول ناآگاهی خانواده هاست. خانواده به اصرار فرزند برای وی لپ تاپ می خرد. لپ تاپ یکی از ابزارهای “خصوصی سازی گناه” در فضای سایبری است. به این معنی که هر موقع و هر جا خواست گناه کند با این که گناه فردی است، اما در میان جمع آن را انجام می دهد و این بسیار خطرناک است و باید خانواده ها نسبت به این امر هشیار باشند. البته این مراقبت باید هشیارانه و از سر آگاهی باشد و در سنین نوجوانی جدی تر گرفته شود. رایانه ها اساسا باید در منزل در مکان های عمومی از جمله هال قرار گیرند تا فرصت گناه و وسوسه شیطان از فرزند نوجوان خانواده گرفته شود.

_این جریان سازمان یافته از کجا سرچشمه می گیرد؟
* از برخی کشورهای منطقه، کشورهای آمریکایی و برخی از کشورهای اروپایی با حمایت مستقیم و غیرمستقیم. برای نمونه آقای آریا دانشکار در هند مطالب ضد دینی و اخلاقی تولید کرده و در اینترنت منتشر می کند. این آدم، ماه به ماه چک سیتی بانک آمریکا را در منزلش تحویل می گیرد.

همین جا باید مطلب دیگری را بگویم و آن این که ما در فضای اینترنت، تنها با سیاستی به نام فیلترینگ نمی توانیم موفق شویم. البته سیاست فیلترینگ، یکی از بخش هاست که بسیار هم درست و بجاست. هم اکنون شما به ندرت می توانید سایت فیلترشکنی را پیدا کنید که کار کند؛ بنابراین این موفقیت سیاست فیلترینگ ما را نشان می دهد و باید دست این دوستان را بوسید و سپاسگزاری کرد که بسیار جدی در حال فعالیت هستند.

_با توجه به این که دولت های غربی، تصمیم گرفته اند هزینه کمتری را صرف گروه های معارض کرده و این هزینه کلان را در حوزه های اجتماعی و جنگ نرم به کار برند، ممکن است چه رویدادهایی رخ دهد؟
* دیپلماسی عمومی آمریکا، رویکرد جدیدش، “دیپلماسی دیجیتال” شده است و تکیه دیپلماسی دیجیتال بر برقراری ارتباط با نخبگان ملت مخاطب بر بستر اینترنت است. برای این منظور باید دسترسی آنان را به محتوایی که غرب در حال تولید آن است، ایجاد کرد. در حال حاضر تولید نرم افزار فیلترشکن و اطمینان از سهولت دسترسی نخبگان و دیگر کاربران اینترنت به آن از راهبردهای اصلی غرب در این فضاست.

حال کار فیلترشکن چیست؟ نخست این که “جاسوس افزار” است؛ یعنی آن مقداری که شما اطلاعات را recieve می کنید، چه بسا بیشتر از آن در حال send شدن است. گزارش های بسیاری داریم که وقتی ما send rate خود را بررسی می کنیم، می بینیم عدد بالاتر از دریافتی است. اینها در نظریه جاسوسی عمومی شکل می گیرد که چند سالی است روی آن کار می کنند.

یکی از حوزه های جاسوسی آنان، اینترنت است. در پروژه جاسوسی عمومی، هر مطلبی در هر جایگاهی از جمله اینترنت حائز اهمیت بوده و روزی به کار می آید. به همین علت نرم افزارهای عظیمی طراحی شده که این مهم را برای سازمان های جاسوسی غرب عملی کند؛ بنابراین فضای دیپلماسی دیجیتال بسیار جدی و بسیار گسترده است.
در همین رابطه خانم “پندیت” به عنوان نماینده دستگاه دیپلماسی آمریکا در حوزه شرق کار، قرار است به دنبال “امامان توییتری” بگردد؛ از واژه امام بهره برده اند، چون در حوزه مسلمانان در حال کار و بررسی هستند؛ آن هم در توییتر و هنوز هم از این فضا دست برنداشته اند و برای همین به دنبال امامان توییتری می گردند تا به واسطه حضور امامان توییتری در این فضا، دیگر مسلمانان را بیاورند و بگویند آمریکا، آن چه شما مدنظرتان است، آورده و برای شما آماده کرده است.
موضوع دیگر، از بین بردن اعتماد مخاطب به نیروهای خدوم و مخلص تامین کننده امنیت اجتماع است. القائات در تولیدات اینترنتی و غیر اینترنتی غرب به گونه ای است که تمامی زحمات این عزیزان را زیر سؤال می برد. دقیقا بر اساس جمله مشهور که در غرب امنیت نیست ولی احساس آن هست، در ایران امنیت هست ولی احساس نمی شود. این از بابت هدایت دقیق و مزورانه افکار عمومی توسط دستگاه های سخن پراکنی غرب است.

_به بحث احساس امنیت اشاره کردید؛ چرا به رغم زحماتی که ناجا، سپاه و واجا می کشند، باز هم احساس امنیت در این فضا کمتر است؟

* چون در اینجا مردم خود را در تامین امنیت دخیل نمی دانند، بلکه نیروهای امنیتی را عهده دار این کار می دانند؛ اما در غرب اگر کسی دید که فردی در حال آسیب رساندن به یک باجه تلفن است، سریع زنگ می زند به پلیس و … در حقیقت امنیت اجتماعی شده در غرب حاکم است و از طریق تولیدات مختلف در شرکت های فیلمسازی این معنا القا می شود.
اما در ایران اگر ناجا در پی برخورد با بر هم زننده امنیت اجتماعی، مثل یک خانم مانکن باشد احساس عمومی این است که باید با ناجا برخورد کرد نه با آن مانکن.
حال در این حوزه بنده دنبال مطلب دیگری هستم. امنیت مورد اشاره بنده بیش از امنیت انتظامی، “‌امنیت خانواده” به عنوان رکن جامعه است. در پروژه گرداب مستقیماً مادر، پدر، پسر و دختر هدف قرار گرفته اند. اینجا باید کلیت جامعه نسبت به این جریان واکنش نشان دهد و باید مقابله کند. آیا مردم دوست دارند، فضا، فضای توحش و حیوانیت باشد و همه جا همه کس احساس کنند که از یکدیگر می توانند تمتع داشته باشند؟ خیر، نباید این گونه باشد. چرا پایین ترین اقشار جامعه به لحاظ فرهنگی هم این موضوع را بر نمی تابند؟

_در بحث فضای غیراخلاقی و مستهجن با توجه به اقدامات مثبت انجام شده، هم اکنون چه تهدیداتی وجود دارد؟
* آسیب دیدگان فضای مستهجن و غیراخلاقی با توجه به عملکرد غرب در اینترنت بسیار زیادند. اینها نیازمند این هستند که اصلاح شوند؛ بنابراین برای اصلاح به سایت های مشاوره می روند. حال این پرسش است که در مشاوره جنسی ما چه اتفاق هایی در حال رخ دادن است؟ در برخی از این سایت ها و وبلاگ ها، کسانی که بعضا تحصیلات مرتبط نیز دارند و مرجع مراجعه کاربران قرار می گیرند، می خواهند به کاربرانی که گرفتار آسیب های اینترنت شده اند پاسخ بدهند. حکم صادر می کنند در حوزه فقهی. از ایشان استفتا می شود که مثلا من درگیر استمنا شده ام. به راحتی طرف را به این سمت هدایت می کنند که این یک نیاز طبیعی بشر است و شما اگر این کار را انجام ندهید بیمار می شوید. این کجا در حال رخ دادن است؟ داخل حاکمیت جمهوری اسلامی؛ بنابراین، فیلترینگ به تنهایی پاسخگو نیست و من تنها به همین یک مورد اکتفا می کنم.
از سوی دیگر، ما باید نظارت و بررسی محتوایی (امر به معروف) داشته باشیم.

_چرا این بحث مجازی و تهدیدات آن این اندازه مهم و مورد توجه مرکز بررسی جرایم سازمان یافته است؟
* در راستای اجرایی نمودن دیپلماسی عمومی، وزارت خارجه آمریکا دفتری به نام دفتر فرارسی دیجیتال راه اندازی کرده است. چون ارتباط در دیپلماسی سنتی قطع شده است، ارتباط رسمی نیز در حوزه رسانه قطع است؛ لذا برای این که بتوانند ارتباط برقرار کنند، وزارت خارجه دفتری راه اندازی کرده است که می آید با فعالان فضای وب در ایران ارتباط برقرار می کند و به این گونه است که پیام آمریکا را به کاربران مذکور می رساند.

باید گفت اینجا بحث خدشه دار شدن امنیت ملی کشور مطرح است. این دفتر از آن سر دنیا مرزهای ما را درنوردیده و گویی در خانه ما آمده و با ما صحبت می کند. دیگر آن که مأمور وزارت خارجه آمریکا از آن سوی دنیا با مردم ما در حال صحبت و مذاکره است، حال آن که ما خودمان نمی توانیم با کاربرانمان به این آسانی سخن بگوییم.

مورد دیگر این که هم اکنون سرورهای اصلی اینترنت در پنتاگون است؛ یعنی وزارت دفاع آمریکا. بدیهی است موضوعی در وزارت دفاع آمریکا تعریف می شود که ابزار دفاع یا حمله باشد. نکته دیگر آن که سیاستگذار کیست؟ خانم کلینتون. آقای اوباما معاون مستقلی در دفتر خود برای فضای مجازی دارد. در وزارت خارجه امریکا، اداره ای به نام “اداره هماهنگ کننده سیاست های خارجی در فضای مجازی” راه اندازی شده است و البته به تازگی فرماندهی جدیدی در فرماندهی مرکزی آمریکا ایجاد کرده اند به نام فرماندهی فضای مجازی. به این منظور ژنرال چهار ستاره ای را به فرماندهی آن منصوب نموده اند به نام “کیت الکساندر”. چهار هزار نیروی اطلاعاتی- امنیتی زبده مسلط به فضای اینترنت را جمع کرده اند تنها برای راه اندازی این فرماندهی. این فرماندهی تحت نظر وزارت دفاع امریکا تشکیل شده است. پرسش این است که نسبت ایجاد فرماندهی فضای مجازی با وزارت دفاع چیست؟
پنتاگون چند وقت پیش اعلام کرد ما منتظر یک ۱۱ سپتامبر مجازی هستیم و هر حمله ای که در فضای مجازی به ما شود، ما پاسخ آن را در حوزه نظامی خواهیم داد.

اینها را ما برای چه می گوییم؟ برای این است که برداشت کاربر ایرانی از اینترنت، برداشتی سطحی است. تلقی آن است که اینترنت، ابزاری است که ما را در دستیابی به علوم گوناگون راهنمایی می کند، می توانیم جستجوهای خودمان را انجام دهیم، اخبار را دریافت کنیم و در کل یک ابزار برآورده نمودن نیازهای فرهنگی – اجتماعی کاربران است.

در حالی که این ابزار کاملا سیاسی- نظامی است. ذات آن سیاسی – نظامی است و رویکرد فرهنگی – اجتماعی آن به ذات آن الصاق است. چرا؟ چون این بستر را باید فرهنگی – اجتماعی نشان دهدتا بتواند خروجی سیاسی – نظامی از آن بگیرد. مثل اینکه برای حمله به عراق، با بالگرد می آید و بر سر مردم تراکت های تبلیغاتی می ریزد و می گوید ما آمده ایم دموکراسی و آزادی به شما هدیه کنیم. در ادامه لشکرکشی می کند و پس از حدود یک‌دهه ملاحظه کنید که چه اثری از آزادی و دموکراسی در عراق مشاهده می شود.

توضیحات ارائه شده دال بر فراهم آوردن بستری است که ظاهر آن رویکردی فرهنگی – اجتماعی را نشان دهد و لیکن باطن آن در پی برآوردن اهداف سیاسی- نظامی تولید کننده این بستر است. چندی پیش، موسسه مطالعاتی “بروکینگز” در پژوهشی اذعان کرد که برای ایجاد تغییر در ایران هیچ راهی جز براندازی نرم وجود ندارد. براندازی نرم نیز از راه “تغییر افکار عمومی” رقم می خورد که آن را هم رسانه ها هدایت می کنند. مهم‌ترین رسانه و بزرگ‌ترین و موثرترین آنها، همانا اینترنت است. افزون بر این، در هر کشوری که انقلاب رنگی رخ داده، اینترنت نقش بسزا و پررنگی داشته است.

به اذعان آمریکایی ها آنها بیشتر اطلاعاتشان را در مورد ایران از یوتیوب و فیس بوک دریافت می کنند. دیگر آنکه ۹۰ درصد اطلاعاتی که در زمان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ و پس از آن در سایت توییتر تبادل شد، مربوط به کاربران ایرانی بود. پس از انتخابات نیز بود که چهارصد میلیون توییت فرستاده شده توییتر در دوره انتخابات، به کتابخانه مرکزی آمریکا رفت؟ برای چه؟ برای تحلیل محتوا. برطرف کردن نقاط ضعف هدایت کاربر و …

_ چگونه می شود جامعه ایرانی طی این روند به این سو کشیده می شود که در دام این خبرسازی های مزورانه می افتد؟ چه برنامه هایی در پس پرده شکل گرفته است؟
*طی بررسی های دقیقی که انجام شده است، سیکل هدایت افکار عمومی در حرکت های سازمان یافته غرب، بسیار دقیق و کارآمد طراحی شده است. این سیکل طی طراحی شبکه های به هم پیوسته ای از تولید و انتشار محتوا به اهداف خود دست پیدا می کند:

شبکه اول، شبکه “بررسی و طرح ریزی” است. این شبکه در حقیقت شبکه ای از اتاق های فکر مختلف است. کار این شبکه، بررسی همه جانبه فضای جوامع مد نظر، برای یافتن راهکارهای ورود و دستیابی به نتیجه است.
شبکه دوم، شبکه “جمع آوری و تولید محتوا”ست که در پی جمع آوری محتواهای تولید شده همسو در اینترنت است. پس از بررسی این تولیدات، نقاط کاستی محتوا به تیم تولید سفارش داده می شود.
بسیاری از محتواها را ما خودمان تولید می کنیم. برای همین شما به این سایت ها که نگاه می کنید مطالب دسته بندی شده بسیاری دارد که اصلا تولیدی غربی ها نیست و تنها جمع آوری شده هستند.

شبکه سوم، شبکه “توزیع و باز نشر” است. محتوای تولیدی یا جمع آوری شده در شبکه ای از اجزای وب ۲ نشر و باز نشر می گردد. توزیع در این شبکه بر اساس جایگاه های انتشار از پیش تعیین شده از جمله وبلاگ ها، وب سایت ها، شبکه های اجتماعی، میکرو بلاگ ها و … شکل گرفته و سیل اطلاعات درست و نادرست را درهم در اختیار کاربر اینترنت قرار می دهد تا قدرت تصمیم درست را از او بگیرد و تصمیمی که دلخواه هادیان شبکه است اتخاذ شود.

شبکه چهارم، شبکه “عملیات و اقدام” است. در اجزای وب ۲ شما این را ملاحظه می کنید که تبلیغات می شود و کاربران اینترنت آموزش می بینند که در اغتشاشات اگر یک نیروی انتظامی دیدید، با قمه و دشنه این گونه بزنید. پس از بررسی نیروهای انتظامی زخمی و آسیب دیده مشاهده می کنید بر اساس آموزش ضربه وارد شده است. مورد بعد در خصوص شعارنویسی هاست. شعارنویسی ها را بررسی می کنیم؛ یعنی کِی نویسی، کجا نویسی، چی نویسی همگی بر اساس آموزش های مجازی تحت اینترنت است.
در جریان انفجار حسینیه سیدالشهدای شیراز نیز دقیقا همین روند مشاهده می شود؛ یعنی پس از دستگیری عوامل، محتوای اعترافات آنان مبنی بر آموزش و هدایت آنان از طریق اینترنت بوده است.

شبکه پنجم، شبکه “پشتیبانی، ایجاد امنیت و دسترسی آزاد” است. هزینه تولید، جمع آوری، انتشار و باز انتشار مطالب مد نظر، تهیه جایگاه انتشار (دومِین و هاست هر سایت) و دیگر مباحث پشتیبانی نیاز به هزینه های گزاف دارد که شبکه ای برای پشتیبانی آن تعریف شده است. علاوه بر آن در صورت فیلتر شدن جایگاه های انتشار شبکه ای برای تولید و انتشار فیلترشکن ها جهت دور زدن فیلترینگ کشور نیز باید فعالیت نماید تا کاربران به محتوای مغلوط دست پیدا کنند. در ضمن امنیت جایگاه های انتشار نیز از اهمیت وافری برخوردار بوده که از جمله مسئولیت های همین شبکه است تا هک و نفوذ در این شبکه ها را غیر ممکن سازد.

البته با این همه تلاش و هزینه های سنگین به اذن پروردگار فرزندان ملت در مرکز بررسی جرایم سازمان یافته در هر پروژه ای که احساس نمودند امنیت کشور به مخاطره افتاده است در فعالیت های خود سر بلند بوده اند.

حال بررسی یک نمونه از فعالیت این شبکه ها خالی از لطف نیست. سال گذشته در ایام درگذشت مایکل جکسون، خواننده معروف بین المللی، خانم ندا آقا سلطان به طرز مشکوکی کشته شد. طی بررسی های به عمل آمده در حوزه رسانه، در دو هفته اول پس از مرگ این دو نفر، شمار ویدئوهای تولیدی و منتشر شده از این دو نفر با یکدیگر برابری می کند. این چگونه منطقی به نظر می رسد؟ مایکل جکسون سی سال در دنیا جنجال آفرین و روی موج بود و در اکثر کشورهای دنیا دوستدارانی داشت و بزرگ‌ترین تشییع جنازه تاریخ آمریکا مربوط به وی بود. لکن خانم آقا سلطان یک اپسیلونی در این موج جمعیت (هفت میلیارد) است. حال آن که شمار ویژه برنامه های تولیدی و پخش شده آنها با هم یکی شده است؛ این موضوع در بستر اینترنت و با تکیه بر امکانات وب ۲ و بر اساس سازوکار توضیح داده شده می تواند رخ دهد.

_گذشته از این تفاسیر، به نقش اساسی مردم در کنترل این فضا اشاره کردید و مردم را از عناصر اصلی ایجاد امنیت دنیای مجازی معرفی کردید؛ حال وظیفه مردم در ازای این تشکیلات چیست؟
*البته باید بگویم مردم در قبال مرکز وظیفه ای ندارند، بلکه در خصوص امنیت خود و خانواده شان وظیفه دارند و این ما هستیم که باید امنیت مذکور را فراهم آوریم لکن تامین این امنیت با کمک مردم امکان پذیر است. مرکز تا به امروز وظیفه داشته است که جرایم سازمان یافته را بررسی کند؛ آن هم در فضای مجازی که البته دیگر منحصر به موضوعات سیاسی و اخلاقی و … نیست، بلکه هر جرمی که به صورت سازمان یافته در فضای مجازی شکل گیرد که یا به ما گزارش شود و یا در دایره رصد ما قرار گیرد، حوزه ماموریتی ما محسوب می شود. البته تا به امروز ما در این بستر انجام وظیفه کرده ایم، اما ممکن است حوزه فعالیت ما از این بیشتر و گسترده تر شود.

از آغاز فعالیت، اولویت ما مبارزه با جرایم در حوزه مباحث غیر اخلاقی و ضد دینی بوده است که پروژه گرداب محصول همین فعالیت است.
 
بخش دوم، جرایم مربوط به حوزه سیاسی است که پروژه “فتنه عمیق” شکل گرفته در این فضاست. البته جرایم سازمان یافته دیگری نیز در حوزه سیاسی داریم که مربوط به حوزه امنیت ملی می شود. خلاصه آن که جرایم مورد بررسی اخلاقی، اعتقادی، اجتماعی، امنیتی، اقتصادی و سیاسی است.

و اما نقش مردم. از آنجا که همه کاربران ما در مسائل مطروحه درگیر هستند، بیش از هر چیز حوزه “امنیت روانی کاربران” و “خانواده” آنان برای ما اولویت دارد و اغلب جرایم واقع شده در فضای اینترنت، مستقیم یا غیر مستقیم مربوط به امنیت خانواده می شود. بدین روی، تک تک افراد جامعه باید در پی کمک به تامین امنیت خانواده در کشور باشند. فعالیت ما هم به نوعی مردمی محسوب می شود. از یک سوی، هم سپاه و هم دیگر نیروها، برآمده از متن مردم هستند و این خود کمک مردم به مردم است و دوم این که با توجه به گستره و حجم جرایمی که در فضای اینترنت در حال رخ دادن است، ما باید گزارش های مردمی را داشته باشیم که الحمدلله تا امروز هم گزارش های خیلی خوبی از سوی مردم برای ما ارسال شده است.

گزارش های رسیده البته دو بخش عمده نیز دارد: نخست، گزارش رخدادها وجرایم در بستر اینترنت و هم بیرون از آن. بخش دوم، گزارش جرایم نوپدید؛ یعنی جرایمی که تاکنون نبوده و هم اکنون باب شده است. اینها کمک می کند که ما در دایره رصد خود، دقیق تر رفتار کنیم.

و اما راه های ارتباط مردم با ما چیست؟ سایت گرداب به عنوان پایگاه اطلاع رسانی مرکز بررسی جرایم سازمان یافته به نشانی Gerdab.Ir محمل ارتباط با کاربران اینترنت تعریف شده است که جدا از فعالیت خبری خود در بخش “روابط عمومی” خود چند گزینه برای ارتباط با کاربران دارد.
نخست، “بانک ایده”: هر کدام از کاربران با هر میزان فرهیختگی، هر طرحی که در راستای مقابله با جرایم و پالایش اینترنت به ذهنشان می رسد، می توانند در این بخش درج نمایند.

بخش دیگر، “دعوت به همکاری” است. همه عزیزانی که تمایل داشته باشند به سالم سازی فضای اینترنت، می توانند اعلام همکاری کنند. کاربران اینترنت و یا سایر مردم که تخصص یا توانمندی خاصی داشته باشند، می توانند در این بخش ثبت نام نموده و اعلام نوع همکاری کنند. این درخواست ها پس از بررسی مسئولان مربوطه و دسته بندی در گروه های از پیش تعیین شده، منجر به دعوت از این کاربران جهت همکاری می شود.

بخش دیگری هست به نام “گزارش تخلفات”: در این بخش الزاماً تخلفاتی درج می شود که در صفحات اینترنتی، چه داخلی و چه خارجی، در حال رخ دادن است. چون سیاست فیلترینگ کشور تکیه بر گزارش های مردمی است؛ لذا بخش عمده ای از فیلترینگ اینترنت محصول درخواست های مردمی است. این درخواست ها عبارت است از سایت های خارجی با محتوای مستهجن، غیراخلاقی، غیر دینی و … و نیز سایت های داخلی که تخلفات مندرج در قانون جرایم رایانه ای را مرتکب شوند، است. لذا کاربران اینترنت می توانند گزارش های خود را در سایت درج نمایند تا پس از بررسی، روند فیلترینگ سایت های متخلف اجرایی شود.

بخش دیگری داریم به نام “تماس با ما”: در این بخش کاربران گرداب می توانند هر مطلبی اعم از گزارش، پیشنهاد، یادداشت و … مرتبط با فضای اینترنت و یا خارج از آن را برای ما ارسال کنند.

راه دیگر ارتباط، بخش “نظرات کاربران” است که در انتهای هر مطلب منتشر شده در سایت، پذیرای نظرات بازدید کنندگان از سایت می باشد. نظرات درج شده کاربران در همه بخش ها از اهمیت ویژه ای برای مدیران سایت برخوردار است و همگی مورد بررسی قرار می گیرد.
سایت رهبران شیعه : گرداب
Share



۳ نظر در “سایتهای غیراخلاقی و مستهجن”

  1. با عرض سلام و خسته نباشید
    مطلب خوبی بود و موضوعی است که گریبان گیر خیلی از جوانان ما در حال حاضر همین است که موقعیت ازدواج ندارند
    سایت گرداب نیز سایت خوبی است اما بهتر است بیشتر در فیلتر کردن سایتها و مسدود سازی آنها دقت کنند و سریعتر به انهدام سایت های مستهجن بپردازند
    با تشکر
    یا علی

  2. سلام نظر من هم همین است
    کاش جایی را عنوان می کردید تا در صورت دیدن چنین مکانهایی در شبکه جهت فیلتر یا بستن آن مراتب اعلام گردد.

  3. سایت گرداب چنین امکانی در اختیار کاربران گذاشته است.
در فهرست سمت راست سایت و قسمت روابط عمومی بعد از انتخاب گزینه ی گزارش تخلف می توان سایت ها و وبلاگ ها و … متخلف را گزارش داد.
Gerdab.ir

نظر خود را بنویسید(comments)


چهار × = 36

 

         






العربیة |- خانه |- درباره ما | - عضویت | - تبلیغات

پشتیبانی توسط سرورهای قدرتمند شرکت هاست ایران

Copyright © 2013 . All right reserved